ALONE

CHERA TANHAM

خداحافظ

خداحافظ همه من وبلاگم رو ول کردم به حاله خودش این آدرس وبلاگه جدیدمه تونستید سر بزنید


mardemardan.blogfa.com

[ پنجشنبه دهم مرداد 1392 ] [ 17:32 ] [ SOOKOOT ] [ ]


ای صبا رو سبک بال

ای صبا رو ، سبک بار ، از برم سوی دلدار
گو به اون بی وفا یار ، حال این عاشق زار

ای صبا رو ، سبک بار ، از برم سوی دلدار
گو به اون بی وفا یار ، حال این عاشق زار

گو به هر کوی و برزن ، پیش هر مرد و هر زن
بگذرم چون به زاری همچو ابر بهاری
از دو چشم گهربار ، در فشانم صدف وار

ماه نو چو بر چشم مردم نیاید ، هر کسش به انگشت خود می نماید
ماه نو چو بر چشم مردم نیاید ، هر کسش به انگشت خود می نماید
در غم تو از بس که زار و نزارم ، با هلال و یک مو تفاوت ندارم
در غم تو از بس که زار و نزارم ، با هلال و یک مو تفاوت ندارم

غم بود کوه ، دل بود کاه
آتش عشق ، درد جانکاه
بس نهاده عشقت به دوش دلم بار ، ترسم از غمت جون سپارم به یک بار
بس نهاده عشقت به دوش دلم بار ، ترسم از غمت جون سپارم به یک بار

ای گل نشستن با خسان ، پیوسته ات گر خوست
ای گل نشستن با خسان ، پیوسته ات گر خوست
روزی بیاید کز تو نه رنگی به جا نه بوست
روزی بیاید کز تو نه رنگی به جا نه بوست

با غیر اگر که آشنا ، از چه به من یار است
سالک به من گر بی وفا ، از چه به اغیار است
بس بس حکایت از تو ناگفتن همین بهتر
رو رو شکایت از تو ناکردن بسی نیکوست
رو رو شکایت از تو ناکردن بسی نیکوست

[ دوشنبه بیست و چهارم تیر 1392 ] [ 13:10 ] [ SOOKOOT ] [ ]


ای دل

یه دل هست و هزار درد . هزار درد نگفته . هزار غم هایی که در دل مانند بغضی مونده . هزار هزار هزاره یگر . خدایا یه سوال ؟ براچی من نمیدونم به عشقم میرسم یا نه؟یه جواب میخوام . خیلی ساده بگو آره یا نه . چی میشه؟ کمک کن خدایا

[ چهارشنبه دوازدهم تیر 1392 ] [ 0:38 ] [ SOOKOOT ] [ ]


چقدر سخته

چقدر سخته تا عزیز ترین کسی که تو کل دنیا داری پیشت باشه و نتونی بهش بگی

:دوست دارم      

                                                                  نمیتونی بفهمی چی دارم  میگم .

 چون تا حالا تجربه نکردی . تجربه نکردی چیز هایی که من سالها با تجربه ی تلخش

 زندگی کردم.


خدایا کمکم کن


[ سه شنبه یازدهم تیر 1392 ] [ 15:34 ] [ SOOKOOT ] [ ]


عاشقی

دستمال کاغذی به اشک گفت :
قطره قطره ات طلاست
یک کم از طلای خود حراج می کنی ؟
عاشقم
یا من ازدواج می کنی ؟
اشک گفت :
ازدواج اشک و دستمال کاغذی !
تو چقد ساده ای
خوش خیالی کاغذی !
توی ازدواج ما
تو مچاله می شوی
چرک می شوی وتکه ای زباله می شوی
پس برو بی خیال باش
عاشقی کجاست !
تو فقط دستمال باش !

دستمال کاغذی دلش شکست
گوشه ای کنار جعبه اش نشست
گریه کردو گریه کردو گریه کرد
در تن سفیدو نازشکش دوید
خون درد

آخرش
دستمال کاغذی مچاله شد
مثل تکه ای زباله شد
او ولی شبیه دیگران نشد
چرک و زشت مثل دیگران نشد
رفت اگرچه توی سطل آشغال
پاک بود و عاشق و زلال
او
با تمام دستما کاغذی ها فرق داشت
چون که درمیان قلب خود
دانه های اشک داشت

[ دوشنبه دهم تیر 1392 ] [ 13:17 ] [ SOOKOOT ] [ ]


خیانت میمیره؟

 

 



 

[ شنبه یکم تیر 1392 ] [ 18:15 ] [ SOOKOOT ] [ ]


امان از جفا

بس كه جفا ز خار وگل ديد دل رميده ام


همچو نسيم از اين چمن پاي برون كشيده ام

شمع طرب ز بخت ما آتش خانه سوز شد

گشت بلاي جان من عشق به جان خريده ام

حاصل دور زندگي صحبت آشنا بود

تا تو ز من بريده اي من ز جهان بريده ام

تا به كنار من بودي بود به جا قرار دل

رفتي ورفت راحت از خاطر آرميده ام

تا تو مراد من دهي كشته مرا فراق تو

تا تو به داد من رسي من به خدا رسيده ام

چون به بهار سر كند لاله ز خاك من برون

اي گل تازه ياد كن از دل داغديده ام

يا ز ره وفا بيا يا ز دل رهي برو

سوخت در انتظار تو جان به لب رسيده ام
[ سه شنبه بیست و یکم خرداد 1392 ] [ 16:37 ] [ SOOKOOT ] [ ]


ز چشمت اگر چه دورم هنوز....پر از اوج و عشق و غرورم هنوز

اگر غصه بارید از ماه و سال....به یاد گذشته صبورم هنوز

شکستند اگر قاب یاد مرا.....دل شیشه دارم بلورم هنوز

سفر چاره دردهایم نشد..... پر از فکر راه عبورم هنوز

ستاره شدن کار سختی نیست.... گرشتم ولی غرق نورم هنوز

پر از خاطرات قشنگ توام.....پر از یاد و شوق و مرورم هنوز

ترا گم نکردم خودت گم شدی......من شیفته با تو جورم هنوز

اگر جنگ با زندگی ساده نیست.....در این عرصه مردی جسورم هنوز

اگر کوک ماهور با ما نساخت.....پر از نغمه پک و شورم هنوز

قبول است عمر خوشی ها کم است.....ولی با توام پس صبورم هنوز
[ دوشنبه بیستم خرداد 1392 ] [ 10:20 ] [ SOOKOOT ] [ ]


حس دلم

تو نزدیکی که ماهی ها به سمت خونه برگشتن
به عشقت راه دریا رو بازم وارونه برگشتن
تو این دنیا یه آدم هست که دنیاشو تو می بینه
کسی که پای هفت سینت یه عمره سیب می چینه
کنار سبزه و سکه، کنار آب و آینه
تموم لحظه های شب سکوتت هفتمین سینه
تو هم درگیر تشویشی مثل حالی که من دارم
برای دیدنت امشب تموم سال بیدارم
هوای خونه برگشته تموم جاده بارونه
یه حسی تو دلم میگه تو نزدیکی به این خونه
هوای خونه برگشته تموم جاده بارونه
یه حسی تو دلم میگه تو نزدیکی به این خونه

[ دوشنبه بیستم خرداد 1392 ] [ 9:58 ] [ SOOKOOT ] [ ]


دروغه

دروغه ..................... به خدا هرکی بهت میگه دوست دارم دروغه........................کم کم به این جله حساسیت پیدا کردم.

بهم نگاهی عمیق میکرد.بهش گفتم به چی نگاه میکنی؟

دستشو دور گردنم حلقه کردو گفت دوست دارم................................

هنوزم به خاطر همون یه حرفش هست که دارم میسوزم................

چند روز از این حرفش نگذشت که با 2 تا پسر دیگه دوست شد.................

اگه میخوای یکی همیشه با هات بمونه خدا خدا کن نگه دوست دارم...............

همینو بس.

[ یکشنبه نوزدهم خرداد 1392 ] [ 13:17 ] [ SOOKOOT ] [ ]